.....................



لبخنده تو...

http://axgig.com/images/96184343308903915474.jpg

 

از زندگیت نا امید نباش..!
چون آن خدایی که بخاطر لبخند دادن به گل ها "آسمان" را میگریاند!
حتمأ روزی برای لبخند تو هم کاری خواهد کرد.. 


:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، زیباترینها، ،

نوشته شده توسط پژمان در پنج شنبه 9 آبان 1392

و ساعت 1:17 AM


اینده ای نه چندان دور

 

 

 

شاید سال ها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت ازکنارهم بگذریم

 

و تو...

 

آهسته زیر لب بگویی چقدر آن غریبه شبیه خاطراتم بود.......

 

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، خدا، جملات زیبا، ،

نوشته شده توسط پژمان در دو شنبه 6 آبان 1392

و ساعت 4:7 AM


بهانه های دلم...

 

كسي كه به بهترين لحظه‌ي عمرش رسيده بود با خودگفت:

 

 چقدر زيباست من همه‌ي عمر را آمده‌ام تا به اينجا برسم

 

  با خودم ميگويم :من تا اينجا آمده‌ام، تاكجا كجا خواهم رفت؟ كدام لحظه 

 

 بهترين نقطه‌ي پايان راه من خواهد بود؟ 

 

   با خودم فكر ميكنم آيا لحظه‌اي اين چنين در زندگي من وجود دارد؟

 

 كدام لحظه...؟ كدام روز...؟ چه كسي...؟ آيا تا آن روز چشمي براي ديدن، دستي براي گرفتن،

 

 قلبي براي عشق ورزيدن، دلي براي شادي،پايي براي ياري، خواهم داشت؟ 

 

 خدايا... ديرنكن تمام ميشوم...

 

 

 

 

شب من ساكت و خوابم پر از كابوس و درد

 

باورم شده بميرم يكمي آروم ميگيرم

 

 




اگر صدايت نميكنم

 

فراموشت نكرده‌ام

 

تو هر وقت خواستي بيا...

 

چشم به راه توام... صدايم كن

 

بيا....زهراجان

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، ،

نوشته شده توسط پژمان در یک شنبه 5 آبان 1392

و ساعت 11:16 AM


خدای احساس...

 

 

 

دستهايم را بگير

 

مرا از زمين بلند كن، ببين!

 

باورت دارم،

 

هنوز اشك هايم به خاطر تو ميريزد

 

اگر اين اشك‌ها ارزش دارد، به من نگاه كن

 

به ريشه هاي فرسوده‌ام نفس بده...

 

 باورت دارو....

 

 يك بار ديگر عاشقم كن

 

 

 

 

 

 

به احساس من بعد عاشقي بخند

 

به گريه‌هاي دل بستگي بخند

 

به دست‌هاي خالي من تو بخند

 

به انتظار بي پايان من بخند

 

به چشم‌هاي هميشه ابري عشق بخند

 

 

نبسته كس به من دل نبسته‌ام به كس دل

 

چو تخته پاره بر موج رها رها رها من

 

زمن هر آنكه او دور چو دل به سينه نزديك

 

به من هر آنكه نزديك از او جدا جدا من

 

نه چشم دل به سويي نه باده در سبويي

 

كه تر كنم گلويي به ياد آشنايي

 

ستاره‌ها نهفته‌ در آسمان ابري

 

 

دلم گرفته اي دوست هواي گريه با من



:: موضوعات مرتبط: عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، زیباترینها، تنهایی، دلشکسته، زندگی، غمگین، آرامش، عشق، دوستت دارم، زیباترین نوشته ها، سرنوشت، ،

نوشته شده توسط پژمان در یک شنبه 5 آبان 1392

و ساعت 11:14 AM


باران...

نوشته شده توسط پژمان در یک شنبه 5 آبان 1392

و ساعت 7:33 AM


خداحافظ...

نوشته شده توسط پژمان در یک شنبه 5 آبان 1392

و ساعت 7:32 AM


دوای دردم زهرا...

 

برای کسی که میگه صداش گرفته

 

سرش سنگینه

 

آبریزش بینی داره

 

هی نسخه نپیچید!

 

شاید بغضی تو گلوش ترکیده!.....

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، ،

نوشته شده توسط پژمان در یک شنبه 5 آبان 1392

و ساعت 7:31 AM


هیچگاه...

 

هیچگاه به"بی تو بودن"ها عادت نخواهم کرد!

 

یا بمان یا....

 

یا ندارد!فقط بمان زهرا!......

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، زیباترینها، تنهایی، دلشکسته، زندگی، غمگین، آرامش، عشق، دوستت دارم، ،

نوشته شده توسط پژمان در یک شنبه 5 آبان 1392

و ساعت 7:30 AM


تکان دهنده...

حضورت در کنارم

 

تکان دهنده ترین خبر سال

 

برای حسودان است!

 

بیا و این موج تکان را آغاز کن!........

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، زیباترینها، ،

نوشته شده توسط پژمان در یک شنبه 5 آبان 1392

و ساعت 7:28 AM


اسمون...

 

 

زهراجان آسمون میدونه که اگه گریه کنه

 

یکی مثل زمین رو داره

 

که  پاش وایسه!.....

 

آسمونتم زمینم.......زهراجان

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، زیباترینها، تنهایی، دلشکسته، زندگی، غمگین، آرامش، عشق، دوستت دارم، زیباترین نوشته ها، سرنوشت، محبت، ،

نوشته شده توسط پژمان در یک شنبه 5 آبان 1392

و ساعت 7:27 AM


زهراجان

نوشته شده توسط پژمان در یک شنبه 5 آبان 1392

و ساعت 7:26 AM


دنیا...

کل دنیا را هم که داشته باشی...

باز هم دلت می خواد..

بعضی وقت ها... فقط بعضی وقت ها...

برای یک لحظه هم که شده...

همه ی دنیای یک نفر باشی...!

 

 

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، ،

نوشته شده توسط پژمان در یک شنبه 5 آبان 1392

و ساعت 7:24 AM


زهرا تو اون دنیا گریه هامو ببین

 

خـُבاجـوטּ

اوטּ בُنیــا اَگر خوآستے گُنآه هآی یوآشَڪیموטּ رو نِشوטּ بـבی
لُطفا

گِریـﮧ هآے یَوآشڪے موטּ رو هَم نِشوטּ بـבه

 

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، ،

نوشته شده توسط پژمان در یک شنبه 5 آبان 1392

و ساعت 7:19 AM


پروردگارا....

http://p30data.persiangig.com/pic/love/3.jpg



:: موضوعات مرتبط: خدا، مرگ، ،

نوشته شده توسط پژمان در شنبه 4 آبان 1392

و ساعت 3:30 AM


تنهایی

 تنهایی را بلند ترین شاخه درخت میفهمد،

انگار هر چه بزرگتر میشویم تنهاتر میشویم

براستی خدا از بزرگی تنهاست ،یا از تنهایی بزرگ؟!!!

 



:: موضوعات مرتبط: خدا، تنهایی، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 3 آبان 1392

و ساعت 1:51 AM


سهراب...

 تو بگشا گوش دل، پروردگارت با تو می گوید


ترا در بیکران دنیای تنهایان


رهایت من نخواهم کرد...



:: موضوعات مرتبط: خدا، جملات زیبا، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 3 آبان 1392

و ساعت 1:20 AM


کسی که


کسی که از صدا میگفت به لبم مهر سکوت زد


مرا بالایه بالا برد ولی سنگ سقوطم زد


چه ها گفتند و نشنیدم بدی کردند و بخشیدم


زتیغ اشکم ریخت ولی من باز خندیدم


سکوتم حرفها دارد ولی چشم و دهان بستم



:: موضوعات مرتبط: خدا، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 3 آبان 1392

و ساعت 1:12 AM


دوست دارم بر شبم مهمان شوی


دوست دارم بر شبم مهمان  شوی

                         بر کویر تشنه چون  باران  شوی

دوست دارم تا شب و روزم شوی

                          نغمه ی این ساز پر سوزم شوی

دوست دارم خانه ای سازم ز نور

                          نام  تو بر سردرش  زیبا  ز دور

دوست دارم  چهره ات خندان  کنم

                          گریه های خویش را پنهان  کنم

دوست   دارم  بال  پروازم  شوی

                           لحظه ی  پایان و  آغازم  شوی

دوست  دارم  ناله ی  دل سر  دهم

                           یا به روی شانه هایت  سر  نهم

دوست دارم  لحظه  را  ویران  کنم

                           غم ، میان  سینه ام  زندان  کنم

دوست  دارم تا ابد  یادت  کنم

                            با  صدایی  خسته  فریادت  کنم

دوست دارم با تو باشم هر زمان

                            گر تو باشی ، من نبارم بی امان

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، زیباترینها، تنهایی، دلشکسته، زندگی، غمگین، آرامش، عشق، دوستت دارم، زیباترین نوشته ها، سرنوشت، محبت، مرگ، پدر، مادر، شعرهای عاشقانه، شعرهای حافظ، ،

نوشته شده توسط پژمان در پنج شنبه 2 آبان 1392

و ساعت 9:1 PM


تقدیم به تو که منو پذیرفتی..........

 

منتظر لحظه ای هستم كه دستانت را بگیرم

در چشمانت خیره شوم

دوستت دارم را بر لبانم جاری كنم

 


 

منتظر لحظه ای هستم كه در كنارت بنشینم

سر روی شانه هایت بگذارم….از عشق تو…..

از داشتن تو…اشك شوق ریزم

منتظر لحظه ی مقدس كه تو را در اغوش بگیرم

بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم كنم

وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه كنم

آری من تورا دوست دارم

و

عاشقانه تو را می ستایم

 

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، زیباترینها، تنهایی، دلشکسته، زندگی، غمگین، آرامش، عشق، دوستت دارم، زیباترین نوشته ها، سرنوشت، محبت، مرگ، پدر، مادر، شعرهای عاشقانه، ،

نوشته شده توسط پژمان در پنج شنبه 2 آبان 1392

و ساعت 8:46 PM


میدونی ......

کارت پستال های زیبا با موضوع خدا -www.jazzaab.ir



 میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ات میکرد بهت چی گفت؟  

بهت گفت:

جایی میری که آدماش دلتو میشکنن..

نکنه غصه بخوری..

من همه جا باهاتم..

تو تنها نیستی..

تو وجودت عشق میذارم که بگذری..

قلب میذارم که ببخشی..

اشک میدم که همراهت باشه..

و مرگ میذارم که بدونی برمیگردی پیش خودم..

Avazak.ir Line11 تصاویر جداکننده متن (1)



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، ،

نوشته شده توسط پژمان در یک شنبه 21 مهر 1392

و ساعت 2:40 PM


کاش در ان...

کاش در آن لحظه که تقدیم تو شد هستی من

          می سپردم که مواظب باشی

 

                  جنس این جام؛ بلور است

 

                       پر از عشق و غرور

 

                               که هر آن دم که شوی غافل از آن

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، دلشکسته، زندگی، غمگین، آرامش، عشق، ،

نوشته شده توسط پژمان در یک شنبه 21 مهر 1392

و ساعت 2:39 PM


مرگ من.....

نوشته شده توسط پژمان در یک شنبه 21 مهر 1392

و ساعت 6:7 AM


خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

normal love persianv com %2810%29 تكه متن هاي كوتاه عاشقانه و رمانتيك همراه عكس

 

خدایا!

دستانی را در دستانم قرار بده

که پاهایش با دیگری پیش نرود...



:: موضوعات مرتبط: خدا، ،

نوشته شده توسط پژمان در یک شنبه 21 مهر 1392

و ساعت 5:0 AM


به نام خدایی که خالق عشق است

 

به نام خدایی که خالق عشق است

 

خدا قلب را آفرید و برای آن دو تپش قرار داد، تپش تن و تپش روح.

تپش تن، تپش قلب بود و تپش روح،
عشق، و این " دل " که مرکز خواستن
 
است. این تمایل میان زمین و آسمان در نوسان است.

اگر به سوی شکم و شهوت گراید زمینی می شود و به سوی خرد و عقل،

 آسمانی، و علامت آسمانی بودن
عشق قداست است.

کدام عاشق در چشمان معشوق می تواند نگاه کند !؟ کدام ؟
چرا !؟
چون معشوق آسمانیست، سخت است نگاه در نگاه او...

زندگی با
عشق رنج است و بی عشق مرگ
.
 اما رنج
عشق با امید وصال بسیار شیرین و گواراست. عشق را جز با رنج
 
نفروشند.

خدایا! هدف عاشقی رسیدن به معشوق نیست، یاری ام کن دریابم هدف،
 
عاشق پیشگیست نه رسیدن به معشوق.

معشوق بهانه است،
عشق هدف است.   
 
                              



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، زیباترینها، تنهایی، دلشکسته، زندگی، غمگین، عشق، دوستت دارم، زیباترین نوشته ها، سرنوشت، محبت، مرگ، پدر، مادر، شعرهای عاشقانه، ،

نوشته شده توسط پژمان در یک شنبه 21 مهر 1392

و ساعت 1:14 AM


مرگ...

 

 

مرگــــــــــــــــ یعنیــــــــــــ اینــــــــــــــ

 

بالاخرهـــــــــــ روزیــــــــــ میآید که بگوییـــــــــــــ کاشــــــــــــ

 

زندهــــــ میـــ شدیـــــــــــــ اما دیگر خیلیــــــــــــ دیر استــــــــــ

 

بابتـــــــــ بدیـــــــــ هاییـــــــــ کهــــــــ بهــــــ منـــــــــ کردیـــــــــ

 

خودتـــــــــ را شرمندهــــــــ نکنـــــــــــــپ

 

تـــــــــــــــــــــــــــــاریـــــــــــــــــــــــــــخ مـــــــــــــــــرگ:بـــــــــــه هـــــــــــــمــــــــــــیــــــــــــن زودی

 

عــــــــــــــلـــــــــــــت مــــــــــــــرگ:بـــــــــــــه دلــــــــــیـــــــــــل ســــــــــــخـــــــــــتــــــــــــی هــــــــــای فــــــــــــراوان

 

 

 

 

 

 

 



:: موضوعات مرتبط: خدا، تنهایی، دلشکسته، زندگی، غمگین، مرگ، ،

نوشته شده توسط پژمان در شنبه 20 مهر 1392

و ساعت 10:34 PM


دوبیتی ...


چون عود نبود چوب بید آوردم

روی سیه و موی سپید اوردم

خود فرمودی که نا امیدی کفر است

فرمان تو بردم و امید آوردم



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، شعرهای عاشقانه، دوبیتیهای عاشقانه، ،

نوشته شده توسط پژمان در شنبه 20 مهر 1392

و ساعت 7:34 AM


در وطن مثل غریبانم،

 

در وطن مثل غریبانم،نمی دانم چرا

 

 

روز و شب سر در گریبانم، نمی دانم چرا

 

 

هر که از روی دل جانم فدایش می کنم

 

مثل عقرب می زند نیشم، نمی دانم چرا



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، زیباترینها، تنهایی، دلشکسته، زندگی، غمگین، آرامش، عشق، دوستت دارم، زیباترین نوشته ها، سرنوشت، محبت، شعرهای عاشقانه، دوبیتیهای عاشقانه، ،

نوشته شده توسط پژمان در شنبه 20 مهر 1392

و ساعت 7:28 AM


عروسی...

 

 

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. 
 
میگن عروس رفته تو اتاق
 
لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته،
 
 در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه
 
میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه.مامان بابای
 
دختره پشت در داد میزنند: مریم ،
 
دخترم ، در را باز کن.مریم جان سالمی ؟؟؟
 
 آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده
 
در رو می شکنه میرند تو.مریم ناز مامان بابا
 
مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده.
 
لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ،
 
ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه
 
نگاه می کنند. کنار
 
دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده.
 
بابای مریم میره جلو
 
هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ
 
 را بر میداره، بازش
 
می کنه و می خونه :
 
 
سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو.
 
آخه اینجا آخر خط
 
زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه
 
 همیشه آرزوت همین
 
بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو
 
حرفام ایستادم. می بینی
 
علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.
 

 دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم
 
 حرفای تو را می
 
شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم
 
 یا تو یا مرگ، تو
 
هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی
 
تو کجایی؟! داماد
 
قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری
 
 داره لباس
 
عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت
 
 تا آخرش رو
 
حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت.
 
 حالا که
 
چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ،
 
همه زندگیم مثل یه
 
سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد،
 
 یادته؟! روزی
 
که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟!
 
نقشه های آیندمون، یادته؟!
 
علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه
 
 زندگیشون بودیم پا روی
 
قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه
 
پرتت کرد بیرون که اگه دوستش
 
داری تنها برو سراغش.
 
 
یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری
 
 اسمشو بیاری. یادته اون
 
روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه
 
می کنی چشمات قشنگتر
 
می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام
 
به اندازه کافی قشنگ
 
شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر
 
 غریب که چشمات تو
 
چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه
 
تو چشمام. روزی که
 
بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم
 
که دستاش خالی
 
بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من
 
تو نگاه تو بود نه تو
 
دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم
 
یا تو یا مرگ. پامو از این
 
اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم
 
 ببینم بجای دستای
 
گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین
 
جا تمومش می کنم.
 
واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی
 
 می دیدی رنگ قرمز
 
خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای
 
نوشتن ندارم. دلم ب
 
رات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح
 
چشمات پیشه رومه.
 
دستمو بگیر. منم باهات میام ….
 
پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر
 
 جنازه ی دختر قشنگش
 
ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت
 
 بهت زده و داغدار پشت
 
سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در
 
 یه قامت آشنا می بینه.
 
آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه،
 
صورتش با اشک یکی
 
شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی
 
حرفها توش بود. هر دو
 
سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود.
 
پدر علی هم اومده
 
بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه
 
 پسرش به قولش عمل
 
کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و
 
 کتاب عشق علی و مریم
 
بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده
 
 و اشکای سرد دو مادر
 
و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده
 
 گذر زمانه و آینده و باز
 
هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، زیباترینها، تنهایی، دلشکسته، زندگی، غمگین، آرامش، عشق، دوستت دارم، زیباترین نوشته ها، سرنوشت، محبت، مرگ، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 19 مهر 1392

و ساعت 10:26 AM


اشک...

 

 

بی انصاف ببین دونه به دونه ی این اشکا رو واسه تو ریختم

 

واسه تویی که به قول خودت تحمل دیدن حتی یه قطرشو نداشتی

 

 

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، زیباترینها، تنهایی، دلشکسته، زندگی، غمگین، آرامش، عشق، دوستت دارم، زیباترین نوشته ها، سرنوشت، محبت، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 19 مهر 1392

و ساعت 10:12 AM


کاش میدانستی....

 

 

کاش می دانستی چقدر دلم بهانه ی تو رو میگیره هر روز

کاش می دانستی چقدر دلم هوای با تو بودن کرده

کاش می دانستی چقدر دلم از این روزهای سرد بی تو بودن گرفته

کاش می دانستی چقدر دلم برای ضرب آهنگ قدمهایت

گرمی نفسهایت ، مهربانی صدایت تنگ شده

 کاش می دانستی چقدر دلواپس تو ام 

کاش می دانستی چقدر تنهام ، چقدر خسته ام

 و چقدر به حضور سبزت محتاجم 

و همیشه از خودم می پرسم این همه که من به تو فکر می کنم

تو هم به من فکر می کنی؟

 

http://eshgh-tk-1.persiangig.com/Eshgh43%20-%20Copy.jpeg

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، زیباترینها، تنهایی، دلشکسته، زندگی، غمگین، آرامش، عشق، دوستت دارم، زیباترین نوشته ها، سرنوشت، محبت، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 19 مهر 1392

و ساعت 10:10 AM


خیلی باید احمق باشی.....

 

گـــــاهـــــی وقـــــتــــا مــــجـــــبـــــوری احـــــمــــق باشـــی !

 

                              روی کاغذ مـــــــیــــــــــنــــــــویــــــســـــــــــم

 

                                                  دســـــتــــــهـــــــای تـــــــــــــــــو . . .

 

                                                         و روی آن دســــت مــــــــــیــــــــــــــکـــــــشـــــــــــم . . . ! ! !

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، زیباترینها، تنهایی، دلشکسته، زندگی، غمگین، آرامش، عشق، دوستت دارم، زیباترین نوشته ها، سرنوشت، محبت، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 19 مهر 1392

و ساعت 10:9 AM


دلت شکست؟فدات شم ....

 

منو ببخش بخاطرت دوباره چشمام شده خیس

 

یا مثل من اگه کسی به فکره دردایه تو نیس

 

خودت میدونی که برام از خودمم مهمتری

 

ببخش که هرشب از تو یه فکر و خیالم میگذری

 

ببخش اگه هرجا میری دلم برات شور میزنه

 

تا برنگردی پیش من دلواپسی ماله منه

 

ببخش اگه هردفعه من تو آشتی پیش قدم میشم

 

مغرورم اما پیشه تو تازه خوده خودم میشم

 

از سر شوق عشق اشکی که رویه گونمه

 

ببخش میلرزه دلم وقتی سرت رو شونمه

 

وقتی تورو میبینم نگام همش سمته تو

 

تموم آرزوی من دیدنه لبخنده تو

 

اگه دلتو میزنه حرفای پر محبتم

 

دلخور نشو از دسته من بزن به پای غیرتم

 

صحبته رفتن که میشه بی اعتنایی میکنم

 

ببخش اگه محبتو از تو گدایی میکنم

 

وقتی دلت میگیره من به بودنم شک میکنم

 

ببخش اگه به یاد تو پلکامو روهم میذارم

 

هر شب تو رویای منی،چیکارکنم؟دوستدارم

 

وقتی یکم تو خودمم اون لحظه های بی کسی

 

خودم میفهمم عزیزم که واسه من دلواپسی

 

وقتی میبینی چشام دوباره بارونی شده

 

چه مهربون میشی گلم وقتی میپرسی:چی شده

 

پراز غروره دله من ولی تو بی افاده ای

 

تعارف نمیکنم گلم تو خیلی صاف و ساده ای

 

هرجوری که حساب کنم بازم تو از من خیلی بهتری

 

♥♥دلت شکست فدات بشم♥♥

 

♥♥♥قسم به جونه تو خودم با اشکام جوش میدم اون دله مهربونتو♥♥♥

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، زیباترینها، تنهایی، دلشکسته، زندگی، غمگین، آرامش، عشق، دوستت دارم، زیباترین نوشته ها، سرنوشت، محبت، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 19 مهر 1392

و ساعت 10:8 AM


حوا که باشی...

 

 

 

 

 

 

حوا که باشی

 

 

 

 

 

 

حتــّي خـ ـدا هـمـ اگــر سيـب بيـآورد ...

 

 

 

 

 

 

 

چيــزي بجـ ـز آغـوش ِ آدمـ آرامــت نميــ ـكند

 

 

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، زیباترینها، تنهایی، دلشکسته، زندگی، غمگین، آرامش، عشق، دوستت دارم، زیباترین نوشته ها، سرنوشت، محبت، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 19 مهر 1392

و ساعت 10:4 AM


زندگی...

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 19 مهر 1392

و ساعت 9:46 AM


ارمش...

t

مــَرا

جــُدا کــن ٬

از اهلِ زمـیــن !

دستَــم را بـگـیــر …

مـیــخـو اهــم ٬ در دنـیــایِ آرامِــــ تـــُو

آرامـــ بـگـیــرمـــ . . .

 

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، زیباترینها، تنهایی، دلشکسته، زندگی، غمگین، آرامش، عشق، دوستت دارم، زیباترین نوشته ها، سرنوشت، محبت، مرگ، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 19 مهر 1392

و ساعت 9:43 AM


بی رحمانه...

 

i

برای من این ساعت هــا جــور خاصی میگذرنــــد..
نمی دانــی !
هیچ کس نمی دانــد !
پشت نبودن هـــای تــو
زمان چـــه بی رحمانه نبضش می زند..

 

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، زیباترینها، دلشکسته، زندگی، غمگین، آرامش، عشق، دوستت دارم، زیباترین نوشته ها، سرنوشت، محبت، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 19 مهر 1392

و ساعت 9:41 AM


ترس...

 

u

تـــوبیشتــر از هر کس می دانی
من از ارتفاع..
من از بلندی این فاصله می ترسم  !
چشـــم دهان نیست که داد بکشد  به داد چشـــم هـــای من برس…….!

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، دلشکسته، آرامش، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 19 مهر 1392

و ساعت 9:36 AM


خدایا...

 

 

normal_عکس عاشقانه169

خُدایـا شَبیہ بادکُنکـ شده ِام…
اَز بغض هـایے که ِ بہ اِجبـار فُرو داده ِام
اِلـــــتِماسَت میکنَم
فَقط یک سـوزَטּ
تکہ ِ تکہ شدَنم با خــودَم..



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، حرفهای نا گفته من، خدا، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 19 مهر 1392

و ساعت 9:34 AM


باران...

 

 

waiting_for_a_train-wallpaper-1600x900

زیـر بـآرآטּ رآه میرفتـــ

امســآل رآه رفتـטּ او رآ

بــآכیگــرے زیـر اشڪـهـ ـآے خوכ כیدҐ…

شــآیـכ پـآرسـآل اشڪـهــآے כیگـرے بوכ



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، زیباترینها، تنهایی، عشق، دوستت دارم، محبت، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 19 مهر 1392

و ساعت 9:19 AM


خاموش...

 

normal_عکس عاشقانه168

خــُدایـآ …

بـَراے خآمـوشے شـَبــ هـاے انتـِظآرم

فـَقـَط یکـــ [ فـوتــ ] کآفیـωـتــ !

خـآموشـَم کـُטּ …!

خـَωـتـﮧ ام ..



:: موضوعات مرتبط: خدا، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 19 مهر 1392

و ساعت 9:18 AM


همه چیز اینجا درهمه....

حافظ

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را

صائب تبریزی

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را

هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

شهریار

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را

هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد

نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را

سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند

نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

فاطمه دریایی

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را

نه جان و روح می بخشم، نه املاک بخارا را

مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟

و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلأ

که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را

نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را

فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را!

کامران سعادتمند

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

 نه او را دست و پا بخشم نه شهری چون بخارا را

همان دل بردنش کافی، که من را بیدلم کرده

نمی خواهم چوطوطی من، بگویم آن غزلها را

غزل از حافظ و صائب و یا دریایی بی ذوق

و یا آن شهریار ترک که بخشد روح اجزا را

میان دلبر و دلدار نباشد حرفِ بخشیدن

اگر دلداده می باشید مگویید این سخنها را



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، زیباترینها، تنهایی، دلشکسته، زندگی، غمگین، آرامش، عشق، دوستت دارم، زیباترین نوشته ها، سرنوشت، محبت، مرگ، پدر، مادر، شعرهای عاشقانه، شعرهای حافظ، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 19 مهر 1392

و ساعت 9:12 AM


شعری در مورد وصف خدا از زنده یاد قیصر امین پور...

پیش از اینها فکر می کردم خدا
خانه ای دارد کنار ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس خشتی از طلا
پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور
ماه برق کوچکی از تاج او
هر ستاره، پولکی از تاج او
اطلس پیراهن او، آسمان
نقش روی دامن او، کهکشان
رعد وبرق شب، طنین خنده اش
سیل و طوفان، نعره توفنده اش
دکمه ی پیراهن او، آفتاب
برق تیغ خنجر او ماهتاب
هیچ کس از جای او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویر بود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان، دور از زمین
بود، اما در میان ما نبود
مهربان و ساده و زیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت
هر چه می پرسیدم، از خود، از خدا
از زمین، از آسمان، از ابرها
زود می گفتند: این کار خداست
پرس وجو از کار او کاری خطاست
هرچه می پرسی، جوابش آتش است
آب اگر خوردی، عذابش آتش است
تا ببندی چشم، کورت می کند
تا شدی نزدیک، دورت می کند
کج گشودی دست، سنگت می کند
کج نهادی پای، لنگت می کند
با همین قصه، دلم مشغول بود
خوابهایم، خواب دیو و غول بود
خواب می دیدم که غرق آتشم
در دهان اژدهای سرکشم
در دهان اژدهای خشمگین
بر سرم باران گرز آتشین
محو می شد نعره هایم، بی صدا
در طنین خنده ی خشم خدا ...
نیت من، در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه می کردم، همه از ترس بود
مثل از بر کردن یک درس بود
مثل تمرین حساب و هندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه
تلخ، مثل خنده ای بی حوصله
سخت، مثل حل صدها مسئله
مثل تکلیف ریاضی سخت بود
مثل صرف فعل ماضی سخت بود

تا که یک شب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد یک سفر
در میان راه، در یک روستا
خانه ای دیدم، خوب و آشنا
زود پرسیدم: پدر، اینجا کجاست؟
گفت، اینجا خانه ی خوب خداست!
گفت: اینجا می شود یک لحظه ماند
گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند
با وضویی، دست و رویی تازه کرد
با دل خود، گفتگویی تازه کرد
گفتمش، پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست؟ اینجا، در زمین؟
گفت : آری، خانه او بی ریاست
فرشهایش از گلیم و بوریاست
مهربان و ساده و بی کینه است
مثل نوری در دل آیینه است
عادت او نیست خشم و دشمنی
نام او نور و نشانش روشنی
خشم، نامی از نشانی های اوست
حالتی از مهربانی های اوست
قهر او از آشتی، شیرین تر است
مثل قهر مهربان مادر است
دوستی را دوست، معنی می دهد
قهر هم با دوست معنی می دهد
هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست
قهری او هم نشان دوستی است...

تازه فهمیدم خدایم، این خداست
این خدای مهربان و آشناست
دوستی، از من به من نزدیک تر
از رگ گردن به من نزدیک تر
آن خدای پیش از این را باد برد
نام او را هم دلم از یاد برد
آن خدا مثل خیال و خواب بود
چون حبابی، نقش روی آب بود
می توانم بعد از این، با این خدا
دوست باشم، دوست، پاک و بی ریا
می توان با این خدا پرواز کرد
سفره ی دل را برایش باز کرد
می توان درباره ی گل حرف زد
صاف و ساده، مثل بلبل حرف زد
چکه چکه مثل باران راز گفت
با دو قطره، صد هزاران راز گفت
می توان با او صمیمی حرف زد
مثل یاران قدیمی حرف زد
می توان تصنیفی از پرواز خواند
با الفبای سکوت آواز خواند
می توان مثل علفها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد
می توان درباره ی هر چیز گفت
می توان شعری خیال انگیز گفت
مثل این شعر روان و آشنا:
پیش از اینها فکر می کردم خدا



:: موضوعات مرتبط: خدا، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 19 مهر 1392

و ساعت 9:10 AM


دکلمه شادروان خسرو شکیبایی...

سلام!
حال همه‌ی ما خوب است
ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند
با اين همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
 
که نه زانویه آهویی بی جفت بلرزد و
نه این دل ناماندگار درمانده
 
 
 
تا يادم نرفته است بنويسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه ی باز نیامدن است
اما تورا اول حتی هر وهله
گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست؟
 
راستی خبرت بدهم
خواب ديده‌ام خانه‌ئی خريده‌ام
بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌ديوار … هی بخند!
بی‌پرده بگويمت
چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نيک خواهم گرفت
دارد همين لحظه
يک فوج کبوتر سپيد
از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد
باد بوی نامهای کسان من می‌دهد
يادت می‌آيد رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بياوری!؟
 
 
نامه‌ام بايد کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آينه،
از نو برايت می‌نويسم
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو باور نکن!
 
بيا برويم رو به روی بادِ شمال
آن سوی پرچين گريه‌ها
سرپناهی خيس از مژه‌های ماه را بلدم
که بی‌راهه‌ی دريا نيست.
 
ديگر از اين همه سلامِ ضبط شده بر آدابِ لاجرم خسته‌ام
دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، زیباترینها، تنهایی، دلشکسته، زندگی، غمگین، آرامش، عشق، دوستت دارم، زیباترین نوشته ها، سرنوشت، محبت، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 19 مهر 1392

و ساعت 9:7 AM


تنهایی...

تنهایی این نیست که هیچکس اطرافت نباشه!
این نیست که با کسی دوست نباشی!
این نیست که آدمی گوشه گیر و منزوی باشی!
این نیست که کسی باهات حرف نزنه!
این نیست که هیچوقت نتونی خوشحال باشی!
این نیست که کسی دوستت نداشته باشه!
تنهایی، یه حس درونیه!
تنهایی یعنی "هیچکس نمیفهمه حالت بده ...



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، زیباترینها، تنهایی، دلشکسته، زندگی، غمگین، آرامش، عشق، دوستت دارم، زیباترین نوشته ها، سرنوشت، محبت، مرگ، پدر، مادر، شعرهای عاشقانه، شعرهای حافظ، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 19 مهر 1392

و ساعت 8:58 AM


دلم تنگ شده بابایه خوبم برات خدا بیامرزدت....

 

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .

 

عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد

 

بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ...

 

بدتـرین دشمنانم، برادر وخواهران خودم بودند .

 

تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.

 

تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود

 

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!

 

راســــــتی،بعد رفتنت

 

دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام...!

 

"حــــال مـــن هم خـــــــوب اســت" ... خــــــوبِ خــــوب

 

عباس کیانی پدر خوب و مهربانم دوستت دارم از طرف پسر بی وفایت

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، زیباترینها، تنهایی، دلشکسته، زندگی، غمگین، آرامش، عشق، دوستت دارم، زیباترین نوشته ها، سرنوشت، محبت، مرگ، پدر، مادر، شعرهای عاشقانه، شعرهای حافظ، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 19 مهر 1392

و ساعت 8:50 AM


از عشق تو==زهراجان....

 

  

آخر از ازعشقتو درب کلیسا میشوم 

 

میکشم دست از مسلمانی مسیحا میشوم 

 

می روم بر کشتی وصلت نشینم همچو نوح 

 

یا به ساحل می رسم یا غرق دریا می شوم 

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، خدا، شعرهای عاشقانه، دوبیتیهای عاشقانه، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 19 مهر 1392

و ساعت 7:16 AM


دردو دل....

 ای شب به پاس صحبت دیرین خدای را  

 

 با او بگو حکایت شب زنده داریم 

 

 با او بگو چه میکشم از درد اشتیاق  

 

  شاید وفا کند بشتابد به یاریم

عکس منظره



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، تنهایی، دلشکسته، غمگین، زیباترین نوشته ها، شعرهای عاشقانه، دوبیتیهای عاشقانه، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 19 مهر 1392

و ساعت 6:54 AM


یا ضامن اهو....

 

 

سنگ حرمت قبله ی پیشانی هاست 

 


همسایگی ات فخر خراسانی هاست
 

 

ننداخته تاس جفت هشت آوردیم
 

 

این قاعده ی قمار ایرانی هاست

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، خدا، عشق، شعرهای عاشقانه، دوبیتیهای عاشقانه، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 19 مهر 1392

و ساعت 6:21 AM


خدایا...

دانشجویی به استادش گفت:

استاد اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم ان

را عبادت نمی کنم.

استاد به انتهای کلاس رفت و به ان دانشجو گفت : ایا مرا می بینی؟

دانشجو پاسخ داد : نه استاد ! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم.

استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت : تا وقتی به خدا پشت کرده باشی

او را نخواهی دید !

http://www.sailorlum.com/buffy&spike/spuffy_bleedingheart.jpg

خدایا ...

با همه ی فاصله‌ای که از تو گرفته‌ایم ...

 

هنوز هم ، چقدر به ما نزدیکی ...

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، حرفهای نا گفته من، خدا، جملات زیبا، آرامش، مرگ، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 19 مهر 1392

و ساعت 5:44 AM


اخرین لحظه...

 

"آنها را دوست دارند!"

 

 جاستین بیبر

 

احساس گناه یعنی،حذف کردن اراده خداوند در زمین!

.

.این مردان خیانت می کنند!!

حتی لحظه ای!

                               حتی لحظه ای!

تصور نکنید که،

         تولدتان تصادفی بوده است!

 



:: موضوعات مرتبط: دلتنگیهای من، عاشقانه، خدا، تنهایی، عشق، زیباترین نوشته ها، ،

نوشته شده توسط پژمان در جمعه 19 مهر 1392

و ساعت 5:40 AM



.:: Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by pezhmankiyani ::.
.:: Design By :
wWw.Theme-Designer.Com ::.




اگه آسمون زمین شه اگه دریا یه کویر شه اگه دنیا زیرو رو شه اگه چشمات بی غرور شه اگه خورشید بی غروب شه بازم عاشقت میمونم عشقو تو نگات میخونم اگه کوه بیاد رو دوشم اگه جام زهر بنوشم اگه ماه دیگه نباشه روزا آسمون سیاه شه اگه جنگل بشه صحرا اگه امروز نشه فردا بازم عاشقت میمونم عشقو تو نگات میخونم اگه خوابتو نبینم دیگه گل برات نچینم اگه حتی یه جوونه توی گلدونا نمونه بازم عاشقت میمونم عشقو تو نگات میخونم اگه باز مثه همیشه بگی( من با تو ؟؟!!! )نمیشه بگی که منو نمیخوای دیگه پیش من نمیای بازم عاشقت میمونم عشقو تو نگات میخونم اگه باشم و نباشم هر جای دنیا که باشم حتی از چشمات جداشم بازم عاشقت میمونم عشقو تو نگات میخونم اگه شعرامو نخونی اگه باز پیشم نمونی راز عشقم رو ندونی بازم عاشقت میمونم عشق و تو نگات میخونم
pezhman7763@gmail.com




دلتنگیهای من
عاشقانه
حرفهای نا گفته من
خدا
جملات زیبا
زیباترینها
تنهایی
دلشکسته
زندگی
غمگین
آرامش
عشق
دوستت دارم
زیباترین نوشته ها
سرنوشت
محبت
مرگ
پدر
مادر
شعرهای عاشقانه
شعرهای حافظ
دوبیتیهای عاشقانه




پژمان
زهرا



















»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 8
بازدید دیروز : 260
بازدید هفته : 273
بازدید ماه : 270
بازدید کل : 24657
تعداد مطالب : 842
تعداد نظرات : 95
تعداد آنلاین : 1



Alternative content


تماس با ما

. . . . . . . . Online User .

کد حرکت متن دنبال موس