هر کجا دور از تو باشم نازنین غربت نشینم هر کجاپایت گذاری خاک نرم آن زمینم
گر چه از هم دوریم و فاصله میانمان افتاده است ولی با یاد هم همیشه کنار هم خواهیم بود
میخواهم برایت بنویسم میخواهم برایت آنچه را که نمیتوانم پیش رویت برایت بگویم اینجا بنویسم
عزیز دلم تو زندگی مرا زیبا کردی تو با مهربانی ات دنیایم را قشنگ کردی تو خودت زیبایی میخواهم
برایت بنویسم ای مهربانم چه زیباست وقتی کنارم نیستی به یاد تو با چشمان خسته گریستم دلم
خیلی برایت تنگ شده تشنه ی یک لحظه دیدنت هستم آرزویم دیدن نگاه گرمت هست میخواهم
برایت بنویسم چه قدر زیباست در خیال پیش تو بودن و با تو زندگی کردن
نازنینم من با تو نفس میکشم با تو میخندم و با تو گریه میکنم
خیلی سخته تحمل غم هجرانت ولی به خدا توکل اگه قرار باشه به هم برسیم با جان و دل تحمل میکنم
دوستت دارم و دلم اندازه ی دنیا برایت تنگ شده....
دورم زتو ای خسته ی خوبان چه نویسم
من مرغ اسیرم به عزیزم چه نویسم
ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد
با این دل گریان به عزیزم چه نویسم
من عاشق آن دیده ی چشمان سیاهم
بیهوده چه گویم که پریشانه نگاهم
گر مستی چشمان سیاه تو گناه است
من طالب آن مستی و خواهان گناهم
دوستت دارم عزیز دلم و چه زیباست با تو بودن...
نظرات شما عزیزان:
زهرا 
ساعت18:27---2 آبان 1392
جالب بود . حالا واسه هرکی که باشه