هیچ کس تنهایی هایم راحس نکرد هیچ کس این بغض تو گلویم را ندیدهیچ کس این غم وجودم را ندید هیچ کس این پریشانیم را نفهمید هیچ کس نفهمید که چرا من این همه شکستم چه میکند این تنهایی چه درد سختیست چه غم بزرگی است که هیچ هم نفسی نداشته باشی هیچ امیدی نداشته باشی که برای رسیدن به ان زندگی کنی چقدر زندگی برایت بی معنا میشود انقدر که هر روز و هر شب هزاران بار ارزوی مرگ میکنی احساس میکنی که دیگر در ان جامعه بجز یک اشغال چیزی نیستی بجز یک بدرد نخور چیزی نیستی

نظرات شما عزیزان:
سوگل 
ساعت18:21---2 آذر 1392
سلام عزیزم وبلاگتون خیلی قشنگه براتون ارزوی موفقیت دارم عزیزانم زهرا وپژمان
|